چهارشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷,Apr 25 2018

تبلیغ
عضویت در خبرنامه
چاپ دانلود ارسال
در نشست "رویکردی تفسیری بر هم‌بالینی در بستر پژوهش" مطرح شد؛

احساس ناامنی شدید زنان در هم‌بالینی/ زنان اغلب برای این‌که فردی در زندگی‌شان باشد، وارد این رابطه می‌شوند

۲۲ آذر ۱۳۹۶ - ۸:۵۹:۰۸ کد مطلب: 8870

در این میان به‌ویژه زنان بسیار در استرس بودند تا همسایه و دوستان‌شان نفهمند. آن‌ها ممکن است سقط‌های مکرر داشته باشند که به لحاظ بهداشت جسمانی و روانی برای‌شان دشوار است. ترس در زندگی آن‌ها بسیار پررنگ بود اما گویا چاره‌ای جز این نداشتند. بسیاری از اوقات، فقط برای این‌که فردی در زندگی‌شان باشد، وارد هم‌بالینی می‌شدند.

به گزارش نسیم شیراز، یک پژوهشگر اجتماعی گفت: با 15 نمونه هم‌بالین مصاحبه کردم. 2 نفر از این نمونه‌ها، تجربه هم‌بالینی را داشتند و در حال حاضر جدا شده بودند. کسانی که در رابطه بودند نیز احساس ناامنی شدیدی داشتند و از عدم امکان فرزندآوری ناراحت بودند. رابطه را دوست داشتند و به ازدواج علاقه‌مند بودند اما نمی‌توانستند برای رسیدن به آن قدمی بردارند. دنیای وهم‌آلود و مبهمی برای زنان بود. احساس می‌کردند بین زمین و آسمان هستند. یکی از نمونه‌ها، خواستگار داشت و نمی‌دانست باید چه کار کند.

 نشست "رویکردی تفسیری بر هم‌بالینی در بستر پژوهش" عصر روز گذشته با حضور عالیه شکربیگی، مدیر گروه علمی-تخصصی خانواده در انجمن جامعه‌شناسی و فرزانه فرامرزی، پژوهشگر علوم اجتماعی برگزار شد.

در ابتدای نشست، فرامرزی به ارایه پایان‌نامه دکتری خود با عنوان «برساخت هم‌بالینی، الگویی نوین در هم‌زیستی دو جنس» پرداخت و گفت: اولین نکته‌ای که در بررسی cohabitation در پایان‌نامه‌ام برایم مطرح شد، نداشتن نگاه آسیب‌شناختی به مسأله بود؛ به همین دلیل رویکرد تفسیرگرایانه را انتخاب کردم. برای شناخت باید با افرادی صحبت می‌کردیم که در این وادی قدم گذاشته‌اند.

در برخی جوامع غربی شکل‌های سنتی ازدواج کمرنگ شده‌اند
او با بیان این‌که ازدواج عامل پیدایی خانواده بوده و از دیدگاهی نشان و نماد اجتماعی و انعکاسی از جامعه است، افزود: این مفهوم در برخی جوامع غربی مخدوش شده است؛ یعنی شکل‌های سنتی ازدواج کمرنگ شده‌اند و شکل‌های نوین پا به عرصه گذاشته‌اند. زندگی هم‌بالینی هم به‌عنوان یکی از شکل‌های جدید است که در بسیاری از موارد فاقد دو ویژگی مشروعیت و قانونی‌بودن است. این پدیده در بسیاری از کشورهای صنعتی آن‌قدر رشد کرده که اغلب کسانی که وارد زندگی تأهلی می‌شوند، می‌دانند قبل از تأهل حتماً دوره‌ای هم‌بالین بوده است.

این پژوهشگر علوم اجتماعی با اشاره به نظریه گیدنز گفت: گیدنز معتقد است که خانواده در سراسر جهان در مسیر خاصی در حال تغییر است. کلان‌ها و خویشاوندان نفوذ خود را از دست داده‌اند. روند جدید در جهت انتخاب آزادانه همسر است. نفوذ اندیشه‌های غربی باعث شده عشق رمانتیک مطرح شود و حقوق زنان نیز از نظر حق انتخاب در امر ازدواج و تصمیم‌گیری بیشتر رشد پیدا کرده است. بیشتر ازدواج‌ها در فرهنگ‌های سنتی، ازدواج‌های خویشاوندی بوده که امروز کم‌کم در حال رنگ باختن است و حقوق کودکان نیز بیشتر پذیرفته می‌شود.

سال 91 برای اولین‌بار موضوع هم‌بالینی مطرح شد
فرامرزی با تأکید بر این‌که اگر راجع به ازدواج و خانواده صحبت می‌کنم، اصلاً نظرم این نیست که آن را در تقابل با هم‌بالینی قرار دهم، تصریح کرد: ازدواج و خانواده را در قالب الگوی سنتی هم‌زیستی دوجنس متفاوت در ایران می‌بینیم. در استان تهران از سال 90 تا 94 میزان ازدواج از 101 هزار و 829 به 86 هزار و 883 مورد کاهش یافته و میزان طلاق در این مدت از 3.2 به 2.8 رسیده است؛ یعنی در سال 94 از هر 2.8 ازدواج در تهران یک مورد به طلاق می‌انجامیده است. پس کاهش ازدواج و افزایش طلاق داریم. در سال 1391 مرتضی طلایی، رییس وقت کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر تهران علناً اعلام کرد که برخی زنان و مردان بدون این‌که ازدواج کنند، با یکدیگر زندگی می‌کنند.

احساس ناامنی شدید زنان در روابط هم‌بالینی
او به جزئیاتی از پژوهش خود اشاره کرد و ادامه داد: بی‌تردید فرآیند تجددگرایی در جوامع بشری باعث رشد شهرنشینی، افزایش سواد و رسانه‌ها می‌شود که تأثیر این‌ها در تمام حوزه‌های زندگی انسان وجود دارد. حال ببینیم تأثیر این روند در حوزه خانواده چیست. آیا باید این پدیده را به‌عنوان تهدیدی جدید برای نهاد خانواده ببینیم؟ آیا در آینده خانواده شکل واقعی خود را از دست می‌دهد؟ پژوهش مذکور در تهران انجام شد. با 15 نمونه هم‌بالین مصاحبه کردم. 2 نفر از این نمونه‌ها، تجربه هم‌بالینی را داشتند و در حال حاضر جدا شده بودند. کسانی که در رابطه بودند نیز احساس ناامنی شدیدی داشتند و از عدم امکان فرزندآوری ناراحت بودند. رابطه را دوست داشتند و به ازدواج علاقه‌مند بودند اما نمی‌توانستند برای رسیدن به آن قدمی بردارند. دنیای وهم‌آلود و مبهمی برای زنان بود. احساس می‌کردند بین زمین و آسمان هستند. یکی از نمونه‌ها، خواستگار داشت و نمی‌دانست باید چه کار کند.

این پژوهشگر علوم اجتماعی افزود: در نمونه‌ها، مردان نیز بودند. آن‌ها به لحاظ روانی خیال راحت‌تری داشتند. البته یکی از نمونه‌ها مطرح می‌کرد که اگر فرد بسیار خوبی باشم، همچنان می‌گویند فلانی خانم‌باز است؛ زیرا این موضوع وجهه بیرونی ندارد. یکی از موارد زنی بود که با مرد متأهل هم‌بالین بود که نتوانستم با آن مرد صحبت کنم.

زنان بسیاری از اوقات، فقط برای این‌که فردی در زندگی‌شان باشد، وارد این رابطه می‌شدند
فرامرزی درباره چگونگی برقراری ارتباط با نمونه‌ها گفت: نحوه ارتباط‌گیری بسیار مشکل بود؛ حتی برخی صرفاً تلفنی صحبت می‌کردند؛ اما زمانی که صحبت می‌کردند گویی گوشی برای شنیدن پیدا کرده بودند. زیرا این رابطه بسیار پردرد است و فرد بین هست و نیست قرار دارد. در این میان به‌ویژه زنان بسیار در استرس بودند تا همسایه و دوستان‌شان نفهمند. آن‌ها ممکن است سقط‌های مکرر داشته باشند که به لحاظ بهداشت جسمانی و روانی برای‌شان دشوار است. ترس در زندگی آن‌ها بسیار پررنگ بود اما گویا چاره‌ای جز این نداشتند. بسیاری از اوقات، فقط برای این‌که فردی در زندگی‌شان باشد، وارد هم‌بالینی می‌شدند. یکی از موارد زنی بود که از همسرش جدا شده بود. همسرش خشونت داشت و به گفته خودش تا مرگ تحمل کرد و در نهایت با داشتن دو فرزند جدا شده و خانه‌ای جدا گرفته بود. پس از آن بدون هیچ قرارداد ازدواجی دوباره با همسرش زندگی می‌کرد و فقط در یک جمله می‌گفت امنیت این سقف بهتر از آن است که در خیابان بمانم.

فاصله 25 ساله بلوغ جنسی و اقتصادی چگونه باید پر شود؟
او با بیان این‌که به همین دلایل بالا قوانین باید به سمت حمایت از زنان مطلقه بروند، افزود: امنیت اقتصادی نیز بسیار مطرح بود. یکی از موارد زنی دانشجو بود که به تهران آمده و از خانواده جدا شده بود. هر دو کار می‌کردند تا بتوانند زندگی‌شان را بگردانند. هم‌بالینی با تمام سختی‌هایش در حال رشد است. باید به چند مورد توجه کرد. در این افراد عقلانیت از ازدواج خارج شده و به سمت عقلانیت در رابطه رفته است. به شکلی که می‌گویند در این موقعیت بهترین کار برایم هم‌بالینی است. عموم پسران می‌گویند دوست دارم ازدواج کنم اما شرایطش را ندارم. وام ازدواج مشکلی را حل نمی‌کند. فاصله 25 ساله بلوغ جنسی و اقتصادی چگونه باید پر شود؟ از دیگر نکاتی که به دست آمد، این بود که این افراد به شدت با صیغه مشکل داشتند و با مطرح کردن این موضوع تصور می‌کردند به آن‌ها توهین شده است.

4 خصلت اساسی ازدواج
این پژوهشگر علوم اجتماعی به فرآیندهای پژوهش اشاره کرد و گفت: برای رسیدن به این افراد سه هدف مطرح کردیم؛ هدف کلی این طرح شناخت شرایط، تعاملات و پیامدهای هم‌بالینی است. هدف اصلی آن، علل پیدایش، گسترش و پیامدهای احتمالی شکل‌گیری هم بالینی است. هدف جزئی این است که آیا مفهوم ازدواج و خانواده در بین افراد جامعه ما در حال تغییر است یا خیر. چهار خصلت اساسی ازدواج رابطه جسمانی، تفاوت جنسیت، پایایی و قرارداد اجتماعی است. گاردنر معتقد است که اگر ازدواج صورت نگیرد، میل جنسی به قدری آشفته می‌شود که تمام افراد به حیواناتی تبدیل می‌شوند که دنبال جفت خود هستند و این تعهد و مسؤولیت فقط در خانواده تعریف پیدا می‌کند. کاستلز سال 89 اعلام می‌کند که این طلاق و جدایی‌هایی که در حال شکل‌گیری و رشد است، اولین شاخص نارضایتی از الگوهای خانواده‌ای است که بر تعهد بلندمدت تأکید دارد.

فرامرزی درباره چگونگی ترجمه Cohabitation بیان کرد: در ترجمه این واژه در دو فرهنگ لغت آکسفورد و لانگمن نوشته حالتی از زندگی یک مرد و زن که حتماً روابط جنسی در آن برقرار است؛ بدون این‌که ازدواج کرده باشند. بهترین ترجمه‌ای که برای این لغت در نظر گرفتم هم‌بالینی است؛ زیرا در فرهنگ آلن بیرو نیز هم‌بالینی ترجمه شده است. گیدنز نیز همین تعریف را دارد که مواردی است که زوجی بدون ازدواج با یکدیگر، با هم زندگی می‌کنند و رابطه جنسی دارند. من این لغت را با کسانی که زبان‌شناسی اجتماعی خوانده بودند به اشتراک گذاشتم و آن‌ها این ترجمه را تأیید کردند.

الگوهای هم‌بالینی 5 نوع است
او در مورد الگوهای هم‌بالینی تصریح کرد: از نظر مک‌مین الگوهای هم‌بالینی 5 نوع است؛ رابطه موقت، آشنایی و همراهی عاطفی، ازدواج آزمایشی، جانشین موقت ازدواج و جانشین دائم ازدواج. البته امروزه در غرب از دو نوع الگوی هم‌بالینی یاد می‌شود؛ هم‌بالینی‌های پیش از ازدواج و هم‌بالینی‌های بدون ازدواج. که مشخص می‌کنند اصلاً قرار نیست این رابطه به ازدواج ختم شود؛ یا ما با هم زندگی می‌کنیم و به قصد این است که آیا بتوانیم این رابطه را ادامه دهیم و منجر به ازدواج شود.

ریشه هم‌بالینی در انقلاب جنسی اواخر دهه 1960
این پژوهشگر علوم اجتماعی با اشاره به ریشه هم‌بالینی اظهار کرد: ریشه هم‌بالینی را در انقلاب جنسی اواخر دهه 1960 جست‌وجو می‌کنند. وقتی که این گفتمان‌ها مطرح می‌شود و تغییر نگرش‌ها و ارزش‌ها و رفتارهای جنسی در بسیاری از کشورهای غربی، منجر به این می‌شود که دیدگاه‌های جدیدی مطرح شود. یعنی تا دهه 60 میلادی مردم همه اعتقاد داشتند برای رفع نیازهای جنسی حتماً باید ازدواج صورت پذیرد. این تغییر گفتمان و انقلاب جنسی باعث شد برطرف کردن نیازهای جنسی به قبل از ازدواج منتقل شود؛ یعنی بدون ازدواج نیز شرایط مهیا باشد. این باعث شد که تغییر فلسفی معنای ازدواج نیز اتفاق بیفتد و سن ازدواج بالا برود زیرا نیازها برطرف می‌شد. این روند به رشد پدیده‌ای جدید به نام هم‌بالینی کمک کرد.

وضعیت هم‌بالینی در جهان
فرامرزی به آمار جهانی هم‌بالینی اشاره کرد و گفت: آمریکا در دهه 70 نزدیک به 400 زوج هم‌بالین داشته که در دهه 80 به 1 میلیون و 500 هزار زوج رسیده است. طی سال‌های 1995 تا 2002 زنان هم‌بالین آمریکایی 10 درصد رشد کرده‌اند و در سال 2010 ، 7 میلیون زوج به‌صورت هم‌بالین در این کشور زندگی می‌کردند. در سال 2000 در کانادا 1 میلیون و 400 هزار هم‌بالین و در 2001 میزان 16 درصد از زوج‌ها به‌صورت هم‌بالین با یکدیگر زندگی می‌کردند. در بریتانیا تا سال 1997 تنها 3 درصد زنان هم‌بالین بودند که این رقم در 1998 به 26 درصد می‌رسد. در برزیل در سال 1970، 7 درصد جوانان به‌صورت هم‌بالین زندگی می‌کردند که سال 2000 نزدیک به 40 درصد می‌رسد. در کشور کوبا و کلمبیا در سال 2012، 60 درصد جوانان به‌صورت هم‌بالین زندگی می‌کردند. در ژاپن در سال 1987، 3 درصد جوانان، در سال 2005، 8درصد و در سال 2006، 20 درصد مردم به‌صورت هم‌بالین زندگی می‌کردند. در فیلیپین در سال 2007، 2 میلیون زوج هم‌بالین بودند. این آمارها نشان می‌دهد که در سراسر جهان هم‌بالینی در حال رشد بوده است. در بلغارستان 53 درصد کودکان متولدشده از پدر و مادر هم‌بالین هستند. دانمارک، نروژ و سوئد بیش از 50 درصد؛ فنلاند 31 درصد؛ انگلستان 25درصد؛ فرانسه 17.5 درصد و آمریکا 22.5 درصد کودکان‌شان از پدر و مادر هم‌بالین هستند.

او با اشاره به نبود آماری در ایران بیان کرد: زمانی که به سازمان‌ها مراجعه کردیم هیچ اطلاعاتی وجود نداشت. به همین دلیل بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای شروع کردیم. تنها دو مقاله راجع به هم‌بالینی در ایران دیدم. برای شناخت بهتر، به نظرم رسید از روش تفسیرگرایی استفاده کنم. طبق این پارادایم، مطالعات پدیده‌های اجتماعی مستلزم فهم اجتماعی که افراد شکل داده‌اند است و در آن روابط‌شان را با اشیا، اجتماع و افراد دیگر تفسیر و بازتفسیر می‌کنند و معنا می‌بخشند. در روش تفسیرگرایی، طبیعت‌گرایی بسیار مهم و یکی از مشخصه‌های این روش است. سیلورمن در مورد تفسیرگرایی می‌گوید اجتناب از تحمیل معنا به ابژه‌ها و اولویت‌بخشی به بیرون رفتن و مشاهده میدان است. بلومر نیز بر مفاهیم حساس تأکید می‌کند و می‌گوید که مفاهیم حساس، سرنخ‌ها در مورد آن‌چه باید پی آن باشیم را به ما می‌دهد.

285 مفهوم اولیه، 54 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی استخراج شد
این پژوهشگر علوم اجتماعی ادامه داد: برای این پژوهش از نظریه زمینه‌ای استفاده کردم. این نظریه یکی از روش‌های رویکرد تفسیرگرایی است. داده‌هایی که در حین تحقیق جمع‌آوری می‌شوند، همزمان تحلیل نیز می‌شوند. تحلیل به سه طریق انجام می‌شود؛ کدگزاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی و انتخابی که در نهایت تبدیل به نظریه‌پردازی می‌شود. فرآیند نمونه‌گیری تا جایی ادامه پیدا می‌کند که محقق به اشباع نظری برسد و ابهامی برایش نباشد. تعداد مفاهیم اولیه که استخراج کردیم در کدگذاری باز 285 مفهوم است. بعد این مفاهیم را بر حسب مشابهت‌ها و تفاوت‌های‌شان دسته‌بندی می‌شوند که به آن مقوله می‌گوییم. در نتیجه پس از شکل‌گیری مفاهیم اولیه، مقولات فرعی استخراج می‌شوند و از آن‌جایی که تعداد مقولات فرعی زیاد است، مقولات اصلی استخراج می‌شوند. در این تحقیق 285 مفهوم اولیه، 54 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی استخراج شد.

بررسی پدیده سنت‌گریزی
فرامرزی درباره مقوله‌های اصلی اظهار کرد: 6 مقوله اصلی، سنت‌گریزی، خوانشی نو از مفهوم ازدواج، فردگرایی، تعهدگریزی، امنیت اقتصادی، اصالت نیازهای عاطفی و جنسی است. هرکدام از این 6 مقوله، در مرحله بعدی پدیده هستند و رابطه‌شان با شرایط، شرایط مداخله‌گر، پیامدها و راهبردها سنجیده می‌شود. برای نمونه در زمینه پدیده سنت‌گریزی، شرایط ایجاد آن تغییر نوع نگاه افراد به ازدواج، شکاف نسلی، سبک نوین زندگی، عدم اعتقاد به عوامل دینی، توجه به کیفیت زندگی، اهمیت عشق و احساس، شکاف بین بلوغ جنسی و اقتصادی، دم غنیمت شمردن و رشد فردگرایی است. شرایط مداخله‌گر این شرایط سنت‌گریزی را تسهیل می‌کند. این شرایط شامل ناکامی در ازدواج، منفی‌نگری به ازدواج و بی‌اعتمادی است. مثلاً افرادی می‌گفتند یک‌بار در زندگی شکست خورده‌ام و برایم مهم نیست ازدواج کنم؛ فقط می‌خواهم کسی را داشته باشم که در کنارش آرامش داشته باشم.

بسیاری از زنان می‌گفتند وقتی می‌پرسند مجرد هستی یا متأهل؛ پاسخی ندارم
او با اشاره به راهبردهای کنش افزود: راهبردهای کنش یعنی عکس‌العمل‌هایی که کنشگر نشان می‌دهد و جایگزینی برای ازدواج در نظر می‌گیرد. خوانشی نو از مفهوم ازدواج، مخفی‌کردن رابطه، گسست از خانواده و عدم تمایل به فرزندآوری راهبردهای کنش در بحث سنت‌گریزی است. پیامدهای آن نیز هنجارشکنی، تعارض با قانون، تعارض با عرف اجتماعی، اجاره منزل، کاریابی و ارتباط با دوستان و همکاران است. بسیاری از زنان می‌گفتند زمانی که از من می‌پرسند مجرد هستی یا متأهل؛ پاسخی ندارم.

بررسی پارادایم مفهوم خوانشی نو از ازدواج
این پژوهشگر علوم اجتماعی درباره مدل پارادایمی مفهوم خوانشی نو از ازدواج تصریح کرد: سبک نوین زندگی، توجه به کیفیت رابطه، پرهیز از سنت‌گرایی، افزایش طلاق، تعهدات پرتکلف ازدواج و ریسک‌پذیری بالای ازدواج، همه از دلایلی بودند که فرد کنشگر تعریف جدیدی از ازدواج داده است. شرایط مداخله‌گر آن نگرش معامله‌گونه به ازدواج، پوچ‌انگاری ازدواج و تشابه با ازدواج است. راهبردها تعهدگریزی، عدم تمایل به ازدواج و رشد هم‌بالینی است. پیامدها، شکستن شکل ساختار سنتی خانواده، هنجارشکنی، توجه به گرایش‌های احساسی، جایگزینی برای ازدواج و دوری از عوامل دین است. پدیده تعهدگریزی نیز به همین صورت است.

فرامرزی با اشاره به پدیده فردگرایی گفت: دم را غنیمت شمردن، مسؤولیت‌گریزی، تعهدگریزی، سبک نوین زندگی و توجه به گرایش احساسی باعث فردگرایی می‌شود. لذت‌جویی و گسست از خانواده نیز شرایط مداخله‌گر بود. راهبردهایش اهمیت به کیفیت زندگی و شراکت مالی است. پیامدهای آن عدم تمایل به ازدواج، عدم تمایل به فرزندآوری و پرهیز از سنت‌گرایی است.

شراکت کامل در مسائل مالی مشترک
او در مورد پدیده امنیت اقتصادی اظهار کرد: مواردی از کنشگران را داشتیم که فرد کار می‌کرده اما حقوقش بالا نبوده و نمی‌توانسته خانه‌ای تهیه کند و مبلغ رهن آن را به‌طور کامل پرداخت کند. به همین دلیل با پارتنر خود شریک می‌شد و علناً به یکدیگر می‌گفتند که هر طرف باید نیمی از هزینه‌ها را بدهد. کاملاً در مسائل مالی مشترک سهیم می‌شوند. شراکت مالی، سهیم شدن مخارج زندگی، سودمندی رابطه، سبک نوین زندگی و مسائل زندگی تأثیر می‌گذارد و به نوعی امنیت اقتصادی برایشان فراهم می‌شود. ترس از بی‌خانمانی و گسست از خانواده شرایط مداخله‌گر بود؛ به‌ویژه در زنان که می‌گفتند از بی‌خانمان بودن بهتر است. راهبردهایش رشد فردگرایی، رشد هم‌بالینی، همکاری و مساعدت در مسائل مالی و پیامدهایش تعهدگریزی، عدم تمایل به ازدواج و جایگزینی برای ازدواج بود.

انسان‌های تنهایی بودند و به عشق نیاز داشتند
این پژوهشگر علوم اجتماعی به تحلیل پدیده اصالت نیازها پرداخت و افزود: ارزشمندی عشق، گریز از تنهایی، توجه به میل و علاقه فردی، توجه به گرایشات احساسی، نیاز به هم‌دلی و هم‌صحبت داشتن شرایط این پدیده بود. این‌ افراد، انسان‌های تنهایی بودند و به عشق نیاز داشتند و این شرایط روی اصالت نیازهای عاطفی و جنسی آن‌ها تأثیر می‌گذاشت. شرایط مداخله‌گر آن‌ها گسست از خانواده، احساس رضایت از رابطه، احساس داشتن رابطه‌شان آزادانه‌تر و عدم دخل و تصرف دیگران در رابطه است. راهبردها تجربه نوین، خوانشی نو از ازدواج، دم غنیمت شمردن و لذت‌جویی بود.

انتخاب «خوانشی نو از مفهوم ازدواج» به‌عنوان مقوله مرکزی
فرامرزی با بیان این‌که وقتی این 6 پارادایم بررسی می‌شود، به کدگذاری انتخابی می‌رسیم، تصریح کرد: در کدگذاری انتخابی یا گزینشی محقق می‌گوید که مقوله اصلی چیست. یعنی می‌گوید چه چیزی بیشتر از همه تکرار شده و مهم است. آن را انتخاب و ارتباط‌شان را با سایر مقولات در نظر می‌گیرد. سپس آن را به‌عنوان پدیده مرکزی معرفی و توصیف می‌کند که درواقع به آن داستان می‌گویند. در خصوص آن پدیده مرکزی شروع به مفهوم‌سازی می‌کند که نظریه را شکل می‌دهد. در تحقیق، خوانشی نو از مفهوم ازدواج به‌عنوان مقوله مرکزی در نظر گرفته شد زیرا بیش از همه تکرار می‌شد و رابطه آن را با مقولات دیگر در نظر گرفتیم.

عوامل مؤثر بر ایجاد خوانشی نو از مفهوم ازدواج
او درباره مقوله خوانشی نو از مفهوم ازدواج گفت: ناکامی در ازدواج، ریسک‌پذیری ازدواج، گسست از خانواده، تعهدات پرتکلف ازدواج، رشد فردگرایی، اصالت نیازهای جنسی و عاطفی و سنت‌گریزی مجموعه عواملی بودند که روی مفهوم ازدواج تأثیر گذاشته‌اند و باعث شده کنشگران ما مفهومی جدید از ازدواج را در ذهن‌شان شکل دهند. لذت‌جویی و ترس از بی‌خانمانی به‌عنوان شرایط مداخله‌گر به این موضوع کمک کرده است. راهبردها را به شکل رشد هم‌بالینی و رشد سبک‌های نوین زندگی داشتیم. پیامدها شکستن ساختارهای سنتی خانواده، عدم تمایل به ازدواج، عدم تمایل به فرزندآوری، هنجارشکنی، بالارفتن سن ازدواج، تعارض با قانون، ایجاد امنیت اقتصادی، برآورده شدن نیازهای جنسی و عاطفی هستند که در نتیجه این خوانش از مفهوم ازدواج، در جامعه با آن روبه‌رو خواهیم بود.

این پژوهشگر علوم اجتماعی به نظریه خود در انتهای پژوهش اشاره کرد و افزود: در نظریه آمده است که در عصر ماقبل مدرنیته، ازدواج و تشکیل خانواده امری گروهی بوده و فرد از خود اراده‌ای نداشته و والدین برایش تصمیم می‌گرفتند. ولی با ورود مدرنیته و رشد فردگرایی تغییراتی در آن حوزه اتفاق افتاد. ازدواج که امری مقدس و جمعی بود، تبدیل به امری فردی شد. کم‌کم احساسات فرد پا به عرصه گذاشت زیرا فرد شخصیت مستقل خود را جدای از خانواده شکل می‌دهد. ارزش‌های نوین در جامعه آمدند. دختران پا به دانشگاه گذاشتند. اشتغال برای آن‌ها زمینه‌ساز شد. از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ مهاجرت کردند. امنیت اقتصادی‌شان بیشتر شد. سن ازدواج در این مقطع بالا رفت. در این زمان فضای مجازی پا به زندگی‌ها گذاشت. این فضا میزان آگاهی و اطلاعات را بالا برد. سن بلوغ جنسی سال به سال پایین‌تر می‌آید و بلوغ اقتصادی بالا می‌رود. توقعات افراد بیشتر شده و میزان تحصیلات و رشد اقتصادی باعث تغییر نگرش‌هایی شده است که به راحتی حاضر نیستند با هر کسی ازدواج و زندگی کنند.

فرامرزی ادامه داد: فاصله بین بلوغ جنسی و اقتصادی باعث شد مطرح شود که تکلیف غرایز جنسی چیست و باید با آن‌ها چه کرد؟ متوجه شدند در جامعه‌ای هستیم که شاید پیش از این دختران فقط پسران همسایه‌ها و اقوام را می‌شناخت اما در حال حاضر تنوعی از دیدارها وجود دارد. به همین دلیل ازدواج از حالت اصولی و مقدس بودن خارج و روابط سهل و آسان از اقبال عمومی بیشتری در بین افراد برقرار شد. مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی نیز به آن اضافه شد. به دلیل تنوع‌طلبی، افزایش میزان طلاق و کاهش میزان اعتماد بین افراد رشد پیدا کرد. افراد برای این‌که توجیهی داشته باشند که ما نمی‌خواهیم ازدواج کنیم و شرایط ازدواج را نداریم، تلاش کردند تا مفهوم جدیدی را شکل و خلاقیت جدید را به خرج دهند و چیزی را جایگزین کنند که با ازدواج در تضاد نباشد و مشکلات جدایی را نداشته باشد تا بتوانند در آن رابطه دونفره استقلال فردی خود را داشته باشند. پس پدیده جدید و خوانشی نو از مفهوم ازدواج شکل گرفت.

پیامدهای هم‌بالینی
او درباره پیامدهای هم‌بالینی تصریح کرد: در پی گسترش هم‌بالینی در جامعه شاهد پیامدهایی هستیم. شکستن ساختارهای سنتی خانواده و عدم تمایل به ازدواج از پیامدهاست. رابطه و جدایی آسان باعث شد ازدواج از اقبال عمومی کمتری برخوردار شود. عدم تمایل به فرزندآوری از دیگر پیامدهاست. در حالی‌که بسیاری از زنان به صورت روحی و غریزی علاقه‌مندند که فرزندآوری داشته باشند اما در این رابطه چون شرایط برایشان فراهم نیست و فرزندآوری مشکل بزرگی است، علاقه‌مند نیستند که فرزندی شکل بگیرد. بالا رفتن سن ازدواج، تعارض به قانون، رسیدن به امنیت اقتصادی و ارضای نیازهای جنسی و عاطفی نیز از دیگر پیامدهاست.

تمام چراغ‌های جامعه مدرن روشن است
این پژوهشگر علوم اجتماعی با اشاره به جایگاه هم‌بالینی اظهار کرد: هم‌بالینی سبک جدیدی است که کنشگر بر حسب موقعیت خود دست به انتخاب می‌زند. می‌گوید که من الان در چه موقعیتی هستم. موقعیت ازدواج دارم یا ندارم. می‌توانم تشکیل خانواده بدهم یا نه. تنوعی از انسان‌ها و انتخاب‌ها جلویش است. پودن می‌گوید در جامعه مدرن فرض کنید که در چهارراهی هستید که همه چراغ‌های سبز، زرد و قرمز روشن هستند. انسان دنیای مدرن برحسب موقعیت خودش تشخیص می‌دهد که آیا باید حرکت کند یا بایستد. شما کنشگر آزاد هستی و انتخاب آزادانه و عقلانی خود را انجام می‌دهی ولی حتماً پیامدی خواهد داشت. پیامد در این مثال راه‌بندان است. دنیای مدرن چراغ‌های خودش را برای زندگی افراد بازگذاشته است. این چراغ‌ها تشکیل خانواده، زندگی مجردی، انتخاب هم‌بالینی و سبک‌های نوین زندگی است. فرد بنابر موقعیت خود می‌گوید فعلاً موقعیت انتخاب چراغ خانواده را ندارم، پس هم‌بالینی را انتخاب می‌کنم زیرا موقعیتم این اجازه را به من می‌دهد. تا وقتی که موقعیت تشکیل خانواده برای فرد فراهم شود. اگر این موقعیت برایش فراهم شد، باز هم چراغ خانواده روشن است و می‌تواند آن را انتخاب کند و دست به ازدواج بزند.

همچنان سؤالاتی مطرح است
به گزارش مهرخانه، در ادامه نشست، شکربیگی با بیان این‌که به نظر می‌رسد که خوانشی نو از ازدواج یعنی گونه‌ای دیگر از زندگی در میان جوانان شکل گرفته است، گفت: سؤال این‌جاست که آیا به این نوع از زندگی به سان ازدواج نگاه می‌کنیم یا نه. ازدواج از یک الگوی قانونی و شرعی پیروی می‌کند اما در زندگی، هم‌بالینی تابع هیچ عرف، هنجار و شرعی نیست. افراد تا زمانی می‌توانند کنار هم باشند که یکدیگر را می‌خواهند. به این مسأله توجه نکردیم که تکلیف فرزندان این زندگی‌ها چه می‌شود؟ این‌ها بحث‌هایی است که زندگی هم‌بالینی در دهه 1960 در تمام کشورهای توسعه‌یافته اتفاق افتاده و راهکارهایی داشتند که باید آن‌ها را ببینیم. آیا اساساً مکانیسم ناشی از سازوکارهای درونی جامعه است که این نوع زندگی را به‌عنوان راهکاری به جوانان نشان می‌دهد؟ یعنی شرایطی مانند بیکاری و هزینه بالای ازدواج باعث شده است که دختران و پسران ما شکل دیگری از زندگی را برای خود انتخاب کنند. این‌ها سؤالاتی است که همچنان مطرح است و نیازمند تحقیق هستیم.

دختران بیشترین آسیب را می‌بینند
او به نتایج حاصل از یک تحقیق دیگر اشاره کرد و افزود: در هم‌بالینی، دختران بیشترین آسیب را می‌بینند. آن‌ها در مصاحبه‌ها می‌گفتند زمانی که به خانه بازمی‌گردیم، استرس این را داریم که پارتنر ما آمده یا نه و آیا فردا این زندگی ادامه دارد؟ درواقع این‌گونه از زندگی همراه با نوعی استرس است.

 

 

منبع: مهرخانه
انتهای پیام/


نام:                       

پست الکترونیک: 
نظر شما:  

نظرات بینندگان

آخرین عناوین