پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶,Dec 14 2017

تبلیغ
عضویت در خبرنامه
چاپ دانلود ارسال

نگاهی به مقوله زنان و آرایش

۱۶ مهر ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۱:۳۲ کد مطلب: 8291

توجه زنان به آراستن و زیبا به نظر رسیدن موضوع جدیدی نیست اما پرداختن به آن به صورت افراطی و خارجاز حدود پذیرفته شده جامعه متاسفانه کم کم به فرهنگ رایجی در میان زنان امروزی ما تبدیل شده است که این خود سبب بروز مشکلاتی خواهد شد.

به گزارش نسیم شیراز، از دیرباز همواره زنان به آراستن خود توجه خاصی داشته اند.حال این کار با زیور آلات مختلفی بوده است که استفاده می کردند یا از کانی های گوناگون که در طبیعت یافت می شد و ترکیبشان با یکدیگر تلاش می کردند به چهره زیباتری دست پیدا کنند که در کاوش های باستان شناسی این گونه وسایل مورد استفاده یافت شده است. پس ما در مورد موضوعی صحبت می کنیم که همواره برای زنان دارای اهمیت بوده است.

امروز در خیابان های شهرمان که راه می رویم زنان و دختران زیادی را خواهیم دید که هر کدام در آرایش کردن گوی سبقت را از یکدیگر ربوده اند. این موضوع برای برخی از زنان متاسفانه به مسابقه ای بی پایان تبدیل شده است که هر روز در آن قدر افراطی آرایش شده اند که حتی دیگر زیبا هم به نظر نمی رسند و چهره آن ها از شکل حقیقی خود نیز خارج شده اند . تعداد زیاد مغازه های فروش لوازم آرایش در سطح شهرها و استقبالی که زنان از آن می کنند خود گواه خوبی است بر میزان استفاده زنان ما از این لوازم. خانم ها بر حسب توان مالی خود خرید اصل یا تقلبی این لوازم را از ضروریات خویش می دانند و صرف وقت برای آرایش کردن را امری لازم تلقی می کنند. کم نیستند خانم هایی که حتی حاضر نیستند برای یک بار هم بدون آرایش از خانه بیرون بروند حتی اگر برای مراسم ترحیم باشد. در واقع در فرهنگ خیلی از زنان ما به خصوص نسل جوان آرایش کردن یک ضرورت است. متاسفانه زنان ایرانی تا آنجا پیش رفته اند که بر حسب نتایج حقیقی که چندی پیش در جراید منتشر شد ایران دومین کشور در خاورمیانه از نظر میزان مصرف لوازم آرایشی است و متاسفانه این نشانگر گسترش این فرهنگ در کشور ما است.

گاه در یک جامعه امری ناصحیح کم کم تبدیل به یک فرهنگ رایج می شود و به سرعت نیز در جامعه می افتد و پذیرفته می شود. متاسفانه در مورد موضوع آرایش کردن زنان نیز فرهنگی بسیار غلط و مغایر با آموزه های دینی ما در حال گسترش است که به خصوص دختران جوان ما را حتی از سنین دبیرستانی در گیر خود می کنند تا زنان میانسال و مسن. این باور به آرایش کردن همیشگی چنان در میان زنان جوان ما مرسوم شده است که اگر همرنگ جماعت نباشی متهم ات می کنند که زن به روزی نیستی به خودت اهمیت نمی دهی و برای خودت وقت صرف صرف نمی کنی!

امروز اگر یک خانم را در خیابان ببینی نمی توانی تشخیص دهی که به عروسی می رود یا عزاداری یا اینکه می رود نانوایی سر کوچه. یعنی نوع آرایش و کاربرد آن را چنان دستخوش تغییر کرده اند که هیچ چارچوب مشخصی ندارد در حالی که در گذشته همه این ها برای خود تعریف مشخص و پذیرفته شده ای داشتند.

این که چرا گروهی از زنان تا این حد دلمشغولی زیبا به نظر رسیدن را دارند و همه چیز را در ظاهر خود خلاصه می دانند دلایل روانشناسی خود را دارد. البته در این مورد نباید همه چیز را به فرد مربوط دانست بلکه خانواده و جامعه نیز سهم خود را دارند. اگر از جنبه خود فرد بخواهیم بررسی کنیم می توان به این موارد اشاره کرد: اعتماد به نفس پایین داشتن و تلاش برای بیشتر دیده شدن در جامعه، زیباتر به نظر رسیدن، چشم و هم چشمی با دوستان، متفاوت به نظر رسیدن و برای برخی هم فقط به یک عادت تبدیل شده است. در خانواده هایی که مادران وقت زیادی را صرف آرایش می کنند دخترانشان نیز در سنین پایین این رفتار را می آموزند و حتی مادران گاه خود مشوق فرزندانشان می شود.

اما در سطح جامعه ما این فرهنگ غلط به شدت و در حدی خارج از عرف و فرهنگ و سنت های جامعه فراگیر شده است. آن قدر این رفتار عادی و پذیرفته شده است که جامعه زنانی را که ساده و بی آرایش باشند را به حاشیه می راند و برای  برخی این باور که آرایش کردن سبب کسب پذیرش اجتماعی بیشتر می گردد پذیرفته شده است. امروز دغدغه بخشی از زنان ما موضوعاتی بی ارزش و بی اهمیت شده است. وقتشان صرف کارهای بی فایده می شود پولشان صرف خرید اجناس آرایشی عمدتا تقلبی و آرمان ها و اهدافشان بسیار سطحی و توجه به ظاهرشان افراطی.

مادرانی که باید افکار خود را پرورش دهند، بر دانش و دانایی خود هر روز بیفزایند، توانایی های خود را ارتقا دهند تا فرزندان توانمندتری پرورش دهند، هر روز دغدغه لباس و آرایش خود را دارند. این سطحی نگری و ظاهر پرستی تاثیر بسیار بدی بر جامعه خواهد گذاشت. انسان ها این گونه به بحران هویت می رسند. چهره حقیقی خود را تکذیب می کنند آن را با رنگ و لعاب به شکل دیگری نشان می دهند. گویی باید برای حضور در جامعه نقاب بر چهره بزنند  تا به گمان خود پذیرفته شوند. مانند دیگران شوند و ارزش پیدا کنند. در باور این عده چهره ساده و واقعی زن نشانی از کم توجهی به خودش است.

فرهنگ جامعه ما تک تک افراد آن را می سازند با چرخشی اشتباه به سمت ظاهر گرایی و توجه به مسائل کم اهمیت سوق پیدا کرده است. هویت یک زن مسلمان و ایرانی در این بدحجابی ها و آرایش ها خلاصه نمی شود. اسلامیت، ایرانیت، عقلانیا و سنت همواره فرهنگ دیرین ما را ساخته است. اما هویت ما امروز با تقلید و به نام تجدد دستخوش تغییرات ناخوشایندی می شود. ارزش های جامعه ما به حاشیه رانده می شود و ضد ارزش ها جای آن را می گیرند. چه در دین اسلام و چه در فرهنگ ایران همواره به پاکیزگی و آراسته بودن توصیه شده است. اما همیشه برای آن حد و مرزی مشخص شده بود. اما امروز این حدود شکسته شده و رفتارهایی هنجارشکن در جامعه گسترش می یابد. تاثیر رفتارهای غلط امروزی قطعا در پرورش نسل آینده نیز تاثیرات نامطلوبی خواهد داشت.

 

اتمام متن/


نام:                       

پست الکترونیک: 
نظر شما:  

نظرات بینندگان

آخرین عناوین