دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵,Feb 20 2017

تبلیغ
عضویت در خبرنامه
چاپ دانلود ارسال

گفتگو با همسر شهید مدافع حرم، شهید سجاد دهقان

۲۲ دي ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۲:۴۶ کد مطلب: 5440

با سلام و با تشکر از وجود زنانی که مردانه به پای همسر وزندگی خود ایستادند تا آنان جان خود را بر کف گذاشته و در دفاع از حریم ولایت شجاعانه بجنگند تا به ارباب و سالار شهیدان امام حسین (ع) بپیوندند.

به گزارش نسیم شیراز، خبرنگار پایگاه فرهنگی اجتماعی در دیدار با خانم معصومه منفرد همسر شهید سجاد دهقان شهید مدافع حرم ، وقتی از چگونگی آشنایی و ازدواج ایشان سوال می کند همسر شهید در پاسخ می گوید:

من و شهید دهقان به صورت کاملا سنتی از طریق شوهر خاله ام به یکدیگر معرفی شدیم. در آن زمان شهید دهقان همه چیز درباره ی شروع یک زندگی مشترک با یک فرد نظامی و سختی ها و مشکلات پیش رو به خاطر محدودیت ها و ماموریتهایی که داشت را برایم شرح داد، من بخاطر عشق و علاقه ام به ایشان قبول کردم که تمام سختی ها را تحمل خواهم کرد. ثمره این ازدواج 2 فرزند بنام های حامد و هانیه است.

وقتی از ماجرای سوریه رفتن شهید دهقان از همسرش پرسیدیم ، همسر شهید اینگونه شرح دادند که:

من از ماموریتهایی که شهید دهقان اعزام می شدند آگاهی نداشتم و رفتنشان به سوریه کاملا پنهانی بود.ولی چندی که گذشت و اعزام ها به صورت عمومی و فراگیر شد مطلع شدم و در ابتدا با شهید مخالفت کردم ولی ایشان مرا با حرفهایشان قانع ساختند و راضی کردند.

از چگونگی شهادت شهید دهقان جویا شدیم همسرشهید در پاسخ گفت:

در عملیات آزاد سازی نبل و الزهرا که در اشغال و محاصره ی نیروهای داعش بودند نیروها با کمبود مهمات روبرو می شوند و سجاد داوطلب می شود تا به نیروهای خودی مهمات برساند در راه بر اثر اصابت ترکش از ماشین به بیرون پرتاب می شود و در اثر برخورد گلوله به پهلویش شهید می شود.

همسر شهید می گوید همسرش ارادت ویژه ای به حضرت زهرا(س) داشت و این سعادت و افتخار بزرگ نصیب هر کس نمی شود.

از رفتار بچه ها پس از شهادت پدر سوال کردیم خانم منفرد گفتند:

فرزند بزرگم حامد به هنگام شهادت پدرش 4 سال و نیم بیشتر نداشت و هر چه بزرگتر می شود بیشتر بهانه پدر را می گیرد.به او می گویم پدرت قهرمان بود ، شجاع بود، به خاطر دفاع از حرم حضرت رقیه(س) و بی بی زینب خواهر امام حسین(,) به جنگ دشمن رفته و الان در پیش فرشته ها در آسمان هاست و تو را از آن بالا می بیند؛ تو که نمی خواهی پدرت ناراحت شود پس کارهای خوب انجام بده تا پدرت خوشحال شود.

با این وجود باز هم بهانه می گیرد، فقط ایامی که او را به گلزار می برم و  سر مزار  پدرش حرف می زند لحظه ای آرام می گیرد.

هانیه زمان شهادت پدرش 11 ماه بیشتر نداشت. او فقط عکس پدرش را می شناسد و مواقع دیدن عکس بر روی آن می زند و پدرش را صدا می کند.

در آخر خانم منفرد همسر شهید دهقان اضافه کردند؛ خدا را شکر می کنم و از او و بی بی زینب(س) مدد می طلبم تا یاریم کنند که بتوانم فرزندانم را همانند پدرشان تربیت کنم.

ایشان گفتند: جنگ عراق و سوریه، جنگ ایران است و همه در یک خط مقدم هستند. امیدوارم که خدا این هدیه را از ما قبول کند و در قیامت رو سفید به نزد حضرت زهرا برویم.

 


نام:                       

پست الکترونیک: 
نظر شما:  

نظرات بینندگان

آخرین عناوین